به گزارش مهر گیلان / بیکاری دیگر یک مشکل ساده اقتصادی نیست؛ این روزها تبدیل به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی و روانی جوامع شده است، به‌ویژه برای جوانانی که با امید و تلاش وارد دانشگاه می‌شوند اما پس از فارغ‌التحصیلی با درهای بسته بازار کار روبه‌رو می‌گردند. جوانی که نمی‌تواند شغلی متناسب با توانمندی‌اش […]

به گزارش مهر گیلان / بیکاری دیگر یک مشکل ساده اقتصادی نیست؛ این روزها تبدیل به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی و روانی جوامع شده است، به‌ویژه برای جوانانی که با امید و تلاش وارد دانشگاه می‌شوند اما پس از فارغ‌التحصیلی با درهای بسته بازار کار روبه‌رو می‌گردند.

جوانی که نمی‌تواند شغلی متناسب با توانمندی‌اش پیدا کند، کم‌کم احساس ناکارآمدی، ناامیدی و بی‌ارزشی می‌کند. این وضعیت، نه‌تنها فرد را فرسوده می‌کند، بلکه اعتماد به‌نفس یک نسل را نیز نشانه می‌گیرد. بیکاری، مقدمه‌ای‌ست بر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از جمله مهاجرت، افسردگی، ازدواج‌گریزی، و حتی گرایش به رفتارهای پرخطر.

اما آیا راه‌حل وجود ندارد؟ چرا، راه‌حل هست. کشورها زمانی موفق‌اند که میان آموزش دانشگاهی و نیاز بازار کار پل ارتباطی بسازند. مهارت‌آموزی، کارآفرینی، حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و اصلاح سیاست‌های اقتصادی می‌تواند به کاهش نرخ بیکاری کمک کند.

جامعه‌ای که جوانانش بیکار بمانند، انرژی آینده‌اش را از دست خواهد داد. ما نباید فقط آمار بیکاری را ببینیم؛ باید چهره‌های پشت آن اعداد را هم بشناسیم. چهره‌هایی پر از آرزو که منتظر یک فرصت واقعی‌اند.

نویسنده: لیلا مرادی